همه چیز در مورد خلاقیت

مفهوم خلاقیت

خلاقیت و نوآوری محرک اصلی تمدن هاست. تلفن، اتومبیل، هواپیما، رادیو، تلویزیون، رایانه، اتوماتیک، الکترونیک، قدرت اتمی و مسافرت های فضایی و خلق ادبیات و انواع هنرها و … نقاط عطفی از اختراعات و اکتشافات و نمودی ارزشمند از تفکر و ذهن خلاق بشر است. بنابراین، برای پیشرفت در صنعت، اقتصاد، سیاست و همه علوم، نیازمند تفکری خلاق و نوآور می باشیم; خلاقیتی که در ضمیر همه ما نهفته و در نحوه زندگی ما تأثیر دارد. تحولات سریع عصر کنونی ما، نیازمند حل مسائل و مشکلات به گونه ای خلاق است. هرچند علم و توسعه و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزی است، ولی باید دانست که علم به خودی خود، ضامن حل بسیاری از مسائل و مشکلات آینده ای که ما با آن ها مواجه خواهیم شد نیست، تنها نیروی فوق العاده و قدرتمند خلاقیت است که می تواند مسائل و مشکلات را به طرز خارق العاده ای از سر راه بشر بردارد. امروزهمردمما نیازمند آموزشخلاقیت هستندکه با خلقافکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.
رشد فزاینده اطلاعات، سبب شده است که هر انسان یاز تج ربه و علم و دانشی برخوردار باشد که دیگری فرصت کسب آنها را نداشته باشد، لذا به جریان انداختن اطلاعات حاوی علم و دانش و تجربه در بین انسانها یک یاز رموز موفقیت در دنیای امروز است. هیچکسقادر نیست به میزان اطلاعات واقعیهر کسکه در گوشه ذهناو نهفته است پیببرد. این اطلاعات زمانیبه حرکت درمیآید که انگیزهای قویسبب رها شدن آن بهبیرون ذهن می شود. در اینمرحله انسانها به سرنوشتیکدیگر حساسند و در جهت رشد یکدیگر میکوشند و در نهایت سبب میشود جریانی از علم و دانشو تجربیات میان آنها جاری شود که همین امر زمینهساز نوآوری و خلاقیت خواهد بود.
یکیاز عواملمؤثر در بروز خلاقیتدر یکجامعه،زمینهسازیو بسترسازیدر بین انسانها جهت ایجاد فرهنگیاستکه در آن همگان در تلاشبرایرشد دادن دیگری هستند و با تاثیر بر روی یکدیگر به پیشرفت جامعه کمک می کنند. یکی از شرایط لازمبرایپدیدار شدنافکار نو،وجود آرامش برای مغز است. به همین خاطر لازم است انسانها بکوشند در جامعه شرایطی پدید آید که در بستر آن مغز بیندیشد و تکامل یابد و سببساز افکار نو شده و شرایط برای سازندگی در جامعه مهیا شود. با افزایش سپردهگذاریهای اخلاقی میتوان شرایط را برای شکلگیری یکمحیطآرامبخش در جامعه فراهمکرد، کاهش سپردهگذاریهای اخلاقی در جامعه سببمیشود که زمینه برای گسسته شدن روابط اجتماعیگسترشیابد و با سستشدن پیوندهای اجتماعی، شرایط لازم برای بروز خلاقیت در جامعه سختتر میشود. زیرا فرصتی برایتفکر کردن وجود نخواهد داشت.

● تعریف خلاقیت

از خلاقیت CREATIVITY تعریفهای زیادی شده است :
اگرچه بسیاری از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرایند می نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنی بر ویژگی «مولد بودن» است.
خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان ؛
خلاقیت به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است ؛
خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک انگاره یا اندیشه جدید در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن یک محصول جدید است ؛
خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرزی نوین.
خلاقیت از دیدگاه مک کینان : خلاقیت عبارت است از حل مسأله به نحوی که ماهیتی بدیع و نو داشته باشد.
خلاقیت از دیگاه ویلیامز : خلاقیت مهارتی است که می تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد، عوامل جدید اطلاعاتی را در شکل تازه ای ترکیب کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید برای ایجاد پاسخ های منحصر به فرد و غیرمتعارف مرتبط سازد.
خلاقیت از دیدگاه تورنس: طی پانزده سال تجربه در مطالعه و آموزش تفکر خلاق، شواهدی دیده ام که نشان می دهد خلاقیت را می توان آموزش داد.
خلاقیت از دیگاه فلدهوسن و همکارانش: پاسخ به این سؤال که «آیا می توان خلاقیت را آموزش داد؟» مثبت است. آنان روش های جالبی برای آموزش خلاقیت ارائه می دهند
خلاقیت از دیدگاه کارل راجرز : روشن است که خلاقیت را نمی توان با فشار ایجاد کرد، بلکه باید به آن اجازه داد تا ظهور کند. همان گونه که زارع نمی تواند جوانه را از دانه بیرون بیاورد، اما می تواند شرایط مناسبی برای رشد دانه فراهم آورد
خلاقیت از دیدگاه روانشناسی : خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است . تفکر عبارت است ازفرایند بازآرایی یا تغییراطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت .تفکر بر دونوع است :
۱ ) تفکر همگرا
۲) تفکر واگرا
تفکر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت . تفکر واگرا عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.
براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی دارد. این توانایی عبارت است از فرایند تشکیل تصویرهایی از پدیده های ادراک شده در ذهن وخلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها;
خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل ;خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرحهای نوین برای تولیدات و خدمات جدید استمرار آن پس از غیبت آن پدیدهها.

● ویژگی های افراد خلاق

روان شناسان ویژگی های افراد خلاق را مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند. در پژوهش هایی که توسط استینر (۱۹۶۵) و بارون (۱۹۶۹) و بارباراکلارک (۱۹۷۹) صورت گرفته، صفت های ذیل به عنوان ویژگی های افراد خلاق، که عموماً برخوردار از آن هستند، بیان شده است:

۱) دارای گنجایش ذهنی و فکری زیادی هستند (تیزهوش تر از دیگراننند )
۲) علاقه آن ها به مسائل علمی، هنری، فرهنگی و اجتماعی بیش تر و دامنه اطلاعات آن ها در این زمینه وسیع تر است;
۳) درباره مسائل انتزاعی، در مقایسه با مسائل عینی و ملموس، بهتر و عمیق تر می اندیشند;
۴) دوست دارند که در مباحثه عقیده خود را بیان کنند، ولی اصراری به تحمیل عقاید خود ندارند;
۵) انعطاف پذیرند و بیانشان دارای طنز است;
۶) علاقه به سؤال و پرسش دارند و بسیار کنجکاوند;
۷)محافظه کار نیستند و بیش تر ریسک پذیرند;
۸) علاقه های متنوع و فراوانی دارند و دارای فرایندهای غیرمتعارف فکری هستند;
۹ ) در فکر و عمل از اصالت و نوآوری بیش تری برخوردارند;
۱۰) دارای زندگی تخیلی بوده و درگیری بیش تری با رؤیاهای خیالی دارند;
۱۱) استقلال طلب بوده و دوست ندارند که از راه و روش زندگی دیگران پیروی کنند;
۱۲) اعتماد به نفس خوبی دارند و در مقابل ناکامی ها کم تر دلسرد و مأیوس می شوند;
۱۳) از معیارها، رسوم و ارزش های اجتماعی، که به نظرشان قابل قبول نیستند، کم تر پیروی کرده و بیش تر متکی به قضاوت شخصی خود هستند;
۱۴) در رابطه با دیگران رُک و صریح و درست کارند;
۱۵) به مسائل فلسفی همچون مذهب، ارزش ها، معنی زندگی و این قبیل امور توجه می کنند;
۱۶) بر غرایز خود تسلط بیش تری داشته، شخصیت رشد یافته تری دارند و کم تر دارای اختلال روحی و روانی می شوند;
۱۷) دارای حافظه ای قوی بوده و به جزئیات مسائل توجه دقیق دارند. توانایی انجام کارهای پیچیده را نیز دارند.

● ویژگی های افراد دارای تفکر خلاق :

۱ ) راه هایی را می جویند که از طریق آن بتوانند فکر خود را به سوی ایده های نو هدایت نمایند.
۲ ) به همه ی جوانب یک موضوع و مسئله توجه دارند.
۳ ) در حل یک مسئله تمرکز حواس بیشتری را از خود نشان می دهند.
۴ ) فکرهایی بکر (دست نخورده و نو) را بیشتر از دیگران از خود نشان می دهند.
۵ ) به راه حل هایی می اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.
۶ ) از ربط ایده ها و تجربیات مختلف، نتایج جدیدی را می گیرند.
۷ ) افکار و عقاید خود را به راحتی مطرح می کنند و از مواجه با عقاید مختلف استقبال می کنند.
۸ ) برای حل مسایل راه های مختلف را بررسی و تا رسیدن به نتیجه دلخواه تلاش می کنند.
۹ ) خود را محدود به نظرات دیگران نمی نمایند، حصار هر آن چه بود و هست را می شکنند.
۱۰ ) همواره کنجکاو بوده و در جست و جوی اطلاعات جدید و نو هستند.
۱۱ ) از قدرت تصویر سازی ذهنی بالایی برخودارند، تا حدی که به تفکرات خود ، عینیت می بخشند.
۱۲ ) مثبت نگر و پرانرژی هستند.
۱۳ ) معمولاً برای هر سؤالی آمادگی ارائه پاسخ های مختلف را دارند.
۱۴ ) سؤال وجواب های غیر عادی و عجیب و غریب در آن ها بیشتر دیده می شود.

● چگونگی ایجاد و پرورش خلاقیت در کودکان

آیا فرزند شما از شما سوالات زیادی می پرسد ؟ آیا تا کنون از شما پرسیده است که چرا آسمان بالاست و زمین پایین ؟ چرا اسم سگ ، سگ است و اسم اسب ، اسب ؟ چرا دو تا چشم داریم و یک بینی ؟ اگر جای چشم و ابرو عوض می شد چه می شد ؟ و اگر به هر یک از سوالات او پاسخ دهید ، باز هم سوالات دیگری می پرسد ؟
بهتر است بدانید که تمام کودکان قبل از دبستان دارای استعداد خلاقیت در عالی ترین حد خود هستند و هنر والدین و معلمان ، خاموش کردن و سرکوب کردن این استعداد است ! بهتر است بدانید کودک خلاق ، کودکی است که با جوابهای سطحی شما قانع نمی شود .به اعتقاد تورنس که است متخصص خلاقیت در کودکان است ، معتقد است که در سه سالگی خلاقیتبچه ها افزایش می یابد و تا چهار یا چهار و نیم سالگی به اوج خود می رسد .اما در پنج سالگی و با ورود به آمادگی ناگهان سقوط می کند.
حکایت خواندنی زیر به نوعی دلیل آن را بیان می کند :
اولین روزی بود که علی کوچولو خیلی خوشحال شد چون نقاشی را دوست داشت .سریع دفترش را باز کرد و شروع به نقاشی کرد اما معلم گفت : صبر کنید .او روی تخته منظره ای را رسم کرد و گفت : این منظره را در دفتر خود بکشید . ساعت بعد سفالگری داشتند.. علی کوچولو سریع تکه ای گل برداشت و شروع به ساختن چیزی کرد.اما معلم گفت : صبر کنید . ظرف شبیه این که من ساخته ام درست کنید . ساعت بعد و ساعتهای بعد نیز وضعیت مشابه این دو ساعت بود. روزها گذشت و علی کوچولو یاد گرفته بود چیزی را بکشد که معلمش می کشد و چیزی را بسازد که او می سازد.روزی به دلیل تغییر محل کار پدرش ، علی کوچولو نیز ناچار شد به مدرسه ای دیگر برود .معلم وارد کلاس شد و گفت : بچه ها این ساعت نقاشی داریم .علی کوچولو صاف نشسه بود .معلم پرسید : پس چرا چیزی نمی کشی ؟ اما او بلد نبود چیزی بکشد .او منتظر بود معلم ، روی تخته یک نقاشی بکشد و بعد او نظیر آن را در دفترش رسم کند .ساعت بعد سفالگری داشتند.علی کوچولو باز هم بیکار نشسته بود ومنتظر بود تا معلم چیزی بسازد. معلم پرسید : پس چرا کاری انجام نمی دهی ؟ اما او نمی توانست ،بلد نبود .او دیگر فراموش کرده بود که خودش هم می تواند بسازد .فقط منتظر بود تا کار معلم را تقلید کند. ظاهرا معلم قبلی علی کوچولو بخوبی از عهده وظیفه کشتن خلاقیت او برآمده بود !
ارنست دیمنه می گوید : تمامی کودکان تا قبل از ورود به مدرسه دارای نیروی تخیل قوی و تفکر شهودی و زنده از واقعیت هستند. اما دیری نمی پاید که این حس زیبا و فهم خلاق از جهان هستی ، در هیاهوی آموزش رسمی مدرسه رنگ می بازد.

● برای افزایش خلاقیت کودکان چه کنیم ؟

با تحریک کودک به دیدن ، شنیدن ، لمس کردن ، کشف کردن و آزمایش کردن می توان خلاقیت را در آنها افزایش داد. اگر پدر و مادر با حوصله ای هستید و با کمال اشتیاق به صحبت ها و سوالات او گوش فرا می دهید. بدانید که نتیجه رفتار خویش را در رشد خلاقیت کودکتان مشاهده خواهید کرد . اگر او در مورد مساله ای نظر می دهد ، به او توجه کنید .خندیدن به پیشنهاد او یا رد کردن نظریه او یکی از بهترین راهها برای سرکوب خلاقیت در فرزندان است !
به او اجازه دهید تصمیم های غیر معقول بگیرد و تا جایی که ضرری متوجه شما یا خودش نمی شود ، این ایده های غیر معقول را به اجرا گذارد .مثلا اگر در وسط تابستان تصمیم گرفت بریا بیرون رفتن کاپشن بپوشد ،مانع او نشوید. وقتی به او اجازه می دهید تصمیمات خود را اجرا کند ، از یک سو احساس می کند افکار او نیز ارزشمند است و از سوی دیگر به نتایج تصمیمات خود نیز پی می برد. فراهم آوردن فرصت انجام برخی از آزمایش ها ی علمی ، به او کمک می کند ،تا در یابد که تمام تجربیا منجر به موفقیت نمی شود و موفق نشدن نیز مساوی با شکست خوردن نیست .

● شکست زمینه پیروزی

اصرار نداشته باشید به این که جلوی شکست او را بگیرید.این کار موجب از بین رفتن ابتکار و تدبیر وی می شود و در واقع او از شکست نخوردن آسیب بیشتری می بیند تا از شکست خوردن . بچه ها از راه سعی و خطا می آموزند ،آنها باید برای انجام هر کار ، سعی کنند ، شکست بخورند و سپس راه دیگری را انتخاب کنند .به اعتقاد دکتر تورنس ممانعت فرزند از انجام یک کار از ترس شکست خوردن او ،بزرگترین مانع رشد خلاقیت در دوران طفولیت است .یکی از خصوصیات افراد فوق العااده توانایی مقابله با شکست است . چراکه آنها کاری بسیار بزرگ و مشکلی را آغاز می کنند که ممکن است نیمه کاره بماند یا با شکست مواجه شود .

● طرح سوالات واگرا

در مواقع فراغت ، مثلا وقتی در اتوموبیل نشسته اید یا وقتی در مطب دکتر در انتظار نوبت هستید .با طرح سوالات واگرا، خلاقیت او را تحریک کنید .مثلا از او بپرسید : فکر می کنی از چوب بستنی چه استفاده هایی می توان کرد؟گاهی اوقات ، خودتان نیز مثالهایی غیر معمول بزنید .مثلا بگویید می شود با آن چای را هم زد…از او نیز بخواهید موارد دیگری را ذکر کند.
دور ریختنیها و آشغالها کار ساز هستند
یک کودک خلاق می تواند از هر چیزی که به نظر شما آشغال و به درد نخور است .چیزهای جالبی درست کند .پس خرده کاغذ ، چوب ،قوطی های خالی پودر و شامپو ، سبد های گل ، چوب بستنی و … را دور نریزید و البته خیلی هم نگران تمیزی اتاق او نباشید .یادتان باشد تاکنون کسی به دلیل نظیف بودن بیش از حد ، جایزه نوبل نگرفته است !
شاید خرس ،آبی باشداصرار نکنید کودکتان به شیوه مشخص و در چارچوب معینی کار کند .اگر در نقاشی خرس اش را آبی رنگ کرد و آسمان را سبز ، به او انتقاد نکنید.یکی از نشانه های افراد خلاق این است که به گونه ای متفاوت فکر می کنند و راههای متفاوت انتخاب می کنند .
به گفته اوشو: فراموش نکن که افراد خلاق همیشه سعی دارند راههای عوضی را امتحان کنند اگر همیشه راه درست بروی ، هرگز خلاق نخواهی بود ، زیرا راه صحیح یعنی راه کشف شده توسط دیگران .
و بالاخره سعی کنید تا می توانید قبل از آن که کودکتان وارد دبستان شود .خلاقیت او را تا حد امکان پرورش دهید چراکه مدرسه ، حتی اگر کودک شما معلم خوبی داشته باشد ، به دلیل تعداد زیاد بچه ها ، امان رشد خلاقیت در او بسیار کم می شود .

● روش های ایجاد تفکر خلاق

معلم می تواند با به کارگیری شیوه های مناسب زمینه رشد خلاقیت را در دانش آموزان فراهم کند ذیل از آن جمله اند :
۱) استفاده از مغایرت ها : ارایه مطالبی که خلاف باورها مرسوم و عمومی علمی باشد ، مثلاً معلم در درس علوم از دانش آموزان بخواهد که نظریات قدیمی را رد کنند و بدین ترتیب دانش آموزان را بر انگیزاند تا چیزها را ارزیابی کنند و راه های جالبی برای آزمون و اثبات کردن مسائل بیابند .
۲) استفاده از تمثیل : معلم به دانش آموزان کمک کند تا با استفاده از چیزهایی که قبلاً می دانستند در موقعیتی مشابه به اطلاعات ، حقایق و اصول تازه یی دستیابند . به آنها نشان داده شود چگونه محصولات علمی بر اساس موقعیت های مشابه شکل گرفته اند .
۳) توجه دادن به کمبودها و خلأ موجود در دانش : از دانش آموزان خواسته شود بجای آنکه به دانستنی های انسان بپردازند آنچه را که برای انسان مجهول مانده است بررسی کنند . مهارتهای دانش آموزان را برای جستجوی شکافهای ، ناشناخته ها و مجهولات توسعه دهند . معلم باید از دانش آموزان بخواهد تا تمام تعاریف ممکن یک مساله و همچنین موارد نقض آن را جست و جو کنند .
۴) تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات : فرصتهایی ایجاد شود تا به سوالهایی مانند چطور ، اگر ، یا از چه راههایی پاسخ داده شود و حتی خود وادار به پاسخ دادن به آنها بشود . دانش آموزان باید بفهمند چگونه یک چیز به چیزدیگر منجر می شود . هنگام گفتن مساله به دانش آموزان فرصت اندیشیدن به راههای مختلف حل مساله داده شود .
۵) استفاده از سوالهای محرک : معلم باید بیشتر به گزاره های پرسشی که نیاز به درک عمیق دارد ، توجه کند و سوالهایی که نیاز به ترجمه ، تفسیر ، تعریف ، اکتشاف و تجزیه و تحلیل دارد استفاده کند .
۶) ایجاد فرصتهایی برای دانش آموزان تا رازهایی هر چیز را جستجو کنند .
۷) تشویق به مطالب زندگی افراد خلاق .
۸) تقویت تعامل دانش آموزان با اطلاعات قبلی : ایجاد فرصتهایی برای دانش آموزان تا با اطلاعاتی که دارند بازی کنند و به آنها کمک کنند و فرصت دهند تا بتوانند با استفاده از حقایق و اطلاعات که قبلا آموخته اند کارهایی را تجربه کنند .
۹) تقویت مهارتهای مطالعه خلاق : از دانش آموزان خواسته شود به جای آنکه بگویند چه خوانده اند ، عقایدی را که در نتیجه خوانده اند به دست آورد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین دیدگاه‌ها

بایگانی

جدیدترین مطالب

تصادفی